خرید بک لینک

محرم نیز گذشت ، اما نه مثل همیشه .محرم امسال فرق داشت.محرم بدون حسین(ع). مثل آن مشهد بدون امام رضا(ع).

امروزه دیگر ،

همیشه دنبال جایی هستم که بتوانم خود را خالی کنم. حالا جمعیت عزاداری را پیدا می کنم . خود را به میان جمعیت می برم . لامپ ها هم خاموش است. کسی دیگری را نمی بیند. دیگر لازم نیست مخفیانه جایی را پیدا کنم تا ریز ریز بگریم تا نکند کسی صدایم را بشنود. دیگر لازم نیست در اتاقی را قفل کنم تا کسی مرا نبیند. حالا می توانم آزادانه بگریم ، اما نه بر حسین(ع) . حالا می توانم از عشق ناکام بگریم. حالا می توانم قاطی جمعیت خود را خالی کنم. و باز حسین(ع) مظلوم است .

حسین(ع) امروزه مظلوم تر است. چون در روز عاشورا بعنوان دشمن شهیدش کردند اما امروزه دستاویز شده. دستاویز مداح برای درآمد سرشارش . دستاویز آخوند برای عجله به رسیدن منبر بعدیش. دستاویز نذری پز ها برای شادمانی ها و دور هم بودن هایشان. دستاویز من برای سوز و گداز عشق ناکام و رویائیم . باز حسین مظلوم است. حالا همه با هم گریه می کنیم .

وای ، چه لذتی دارد این آزادانه گرییدن. چقدر آدم را آرام می کند. چه مسکن خوبی است. اگه گریه بد بود که خدا اون رو در وجود انسان قرار نمی داد. شاید بغل دستی هم از دردی می گرید. شاید آن یکی بدهکار است. شاید دیگری مریض دارد.شاید آن سردسته هم مثل من در سوز و گداز عشقیست ، هیچ کس از دل دیگری خبر ندارد. خوبی اش هم همین است که هیچ کس از دل کسی خبر ندارد.

شاید هم یک نفر واقعا بر حسین گریه کند . شاید آن یک نفر مایه قبولی عزاداریهای امثال من باشد .آنچه مسلم است فصل مشترک همه ما گریه است. حالا دیگر چه راحت اشکم سرازیر می شود.من که قبلا از سر غرور ، بابت هیچ چیز گریه نمی کردم الا یک گریه واقعی در روز عاشورا. من که هیچ کس اشکم را ندیده و صدایم رانشنیده ، نمی دانم چه بر سرم آمده که دیگر اشکم در آستین است . شاید بخاطر این روحیه شکننده باشد . شاید حساس شده ام. هنوز صدای گریه ام را مشخصا کسی نشنیده . اما بگذار او بشنود .پس ببار به ازای غرور فروخفته ات ،پس ببار و ببار و خون ببار به ازای غرور چند ساله ات .بگذار غرورم بشکند .بگذار حفظ غرورش غرورم را بشکند. من که همه چیزم شکست غرور را می خواهم چه کنم .بگذار بشکند. بگذار عمق عشق وسوز و گدازم را دریابد .ولی ، کاش می دانست که این گریه ، نشانه عمق عشق و دوست داشتن است.

وای بر من ،

چگونه این مصائب عظما نتوانست اشکی از من جاری کند ولی این عشق زمینی اینگونه سیل اشک مرا درآورده؟

اف بر من ،

چگونه در این لحظات زندگی نتوانستم به یاد خدا باشم ولی یاد این عشق زمینی لحظه لحظه زندگیم را پرکرده است؟

آه ،

محرم آمد و رفت. چقدر از کودکی محرم و رمضان را دوست داشتم. محرم برای امروز من با این حال خراب نیز خوب است. محرم همیشه خوب بوده. اما سوالی که در ذهنم است اینکه حسین(ع) چگونه به عشقی الهی رسید تا در عرض چند ساعت خود و اهل بیتش را فدا کند ، و این حسین (ع) :

تنها امامی است که در روز ولادتش ، پدر و مادر و جدش ، به جای شادمانی بر وی گرییدند.

تنها امامی است که از هیچ بانویی شیر نخورد و توسط رسول اکرم(ص) تغذیه شد.

تنها امامی است که در میدان جنگ به شهادت رسید نه در بستر.

تنها امامی است که تشنه جان داد نه سیراب.

تنها امامی است که سر از تنش جدا شد.

تنها امامی است که بدون غسل وکفن دفن شد.

تنها امامی است که در دعای توسل از ایشان با نام ایهاالشهید یاد شده.

تنها امامی است که خوردن خاک قبرش اشکال ندارد.

تنها امامی است که یک درب بهشت به نام اوست.

تنها امامی است که تولدش در ماهی است که هیچ شهادتی در آن نیست.

تنها امامی است که شهادتش در ماهی است که هیچ تولدی در آن نیست.

تنها امامی است که امام زمان در شبانه روز دو بار بر او می گرید.

تنها امامی است که دعا در زیر قبه اش حتما به اجابت می رسد.

و چه قبه ای ،

یا ابا عبدالله ، ای که با این حال و روزم دیگر آن پیاده روی را قسمتم نکردی ، حق هم با توست.

مرا چه به تشرف به بارگاه خونبارت؟ مرا چه به قدم گذاشتن در راهت؟

یا حسین (ع) ،ولی تو خود دیدی که در آن ازدحام ، چگونه خود را به زیر قبه ات رساندم ،

و فقط یک دعا ...

و یک برآورد آرزویی ...

و خوشحالی عزیزی ...

ای که هر شب می خوانمت ،

یااباعبدالله، یاحسین بن علی، ایهاالشهید یابن رسول الله، یاحجه الله علی خلقه، یاسیدنا ومولانا، اناتوجهنا واستشفعنا وتوسلنا بک الی الله، وقدمناک بین یدی حاجاتنا، یاوجیها عندالله،اشفع لنا عندالله.

یا سید الشهدا(ع) ،

ای که یک گوشه چشمت ، همه پزشکان دنیا را متعجب می کند،

دراین فرصت باقیمانده ،

فقط یک نظر ، فقط یک ...

برچسب: نویسنده: الینا بختیاری تاريخ: پنجشنبه 18 آبان 1396 ساعت: 1:36

صفحه بندی