سلام ،
سلام عزیزم ،
سلام به تو که نمیدانم کجایم و در چه حالم ،
سلام به تو که نمیدانم کجایی و در چه حالی ،
فقط میدانم که از تو دورم ،
ولی تو بیش از گذشته نزدیکی ،
سلام به تویی که هستی و نیستی ،
نمیدانم ،
نمیدانم چرا وقتی که در اندوهی شدیدم ،
و یا در شادی مضاعف ،
بیشتر دلتنگ تو ام ،
شاید به دنبال تسکین اندوه ،
شاید برای تقسیم شادی ،
نمیدانم این علاقه شدید و فرط دوست داشتنت ،
مرا به کجا می برد .
نمیدانم با این عشق فراگیر ،
چه کاری برایت بکنم ،
در حالی که دست و بالم را بسته ای .
دارم منفجر می شوم .
واقعا نمی دانم چکار کنم .
فقط ،
فقط باور کن که چقدر دوستت دارم ،
و ذره ذره می سوزم ،
و همین یاد تو ،
گرمابخش وجودم شده ،
و به همین دلخوشم ،
و به همین راضیم .
سلام عزیز دلم ،
سلام ،
واقعا وبرای همیشه ،
دوستت دارم ،
باور کن .
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۶ساعت 7:21  توسط كوچی |
برچسب:
نویسنده: الینا بختیاری